حكيم ابوالقاسم فردوسى

964

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

[ خواستن بهرام گور دختر گوهرفروش را ] و زان جا بر انگيخت شبرنگ را * بديدش يكى بيشهء تنگ را دو شير ژيان پيش آن بيشه ديد * كمان را بزه كرد و اندر كشيد بزد تير بر سينهء شير چاك * گذر كرد تا پرّ و پيكان به خاك بر ماده شد تيز بگشاد دست * بر شير با گردرانش ببست چنين گفت كان تير بىپرّ بود * نبد تيز پيكان او كرّ بود سپاهش همى خواندند آفرين * كه اى نامور شهريار زمين نديد و نبيند كسى در جهان * چو تو شاه بر تخت شاهنشهان چو با تير بىپر تو شير افگنى * پى كوه خارا ز بن بر كنى بدان مرغزار اندرون راند شاه * ز لشكر هر انكس كه بد نيك خواه يكى بيشه ديدند پر گوسفند * شبانان گريزان ز بيم گزند يكى سر شبان ديد بهرام را * بر او دويد از پى نام را به دو گفت بهرام كاين گوسفند * كه آرد بدين جاى ناسودمند به دو سر شبان گفت كاى شهريار * ز گيتى من آيم بدين مرغزار همين گوسفندان گوهر فروش * بدشت اندر آوردم از كوه دوش توانگر خداوند اين گوسفند * بپيچد همى از نهيب گزند بخروار با نامور گوهرست * همان زرّ و سيمست و هم زيورست ندارد جز از دخترى چنگ زن * سر جعد زلفش شكن بر شكن نخواهد جز از دست دختر نبيد * كسى مردم پير ازين سان نديد اگر نيستى داد بهرامشاه * مر او را كجا ماندى دستگاه شهنشاه گيتى نكوشد بزر * همان موبدش نيست بيدادگر نگويى مرا كاين ددان را كه كشت * كه او را خداى جهان باد پشت به دو گفت بهرام كاين هر دو شير * تبه شد به پيكان مرد دلير چو شيران جنگى بكشت او برفت * سوارى سرافراز با يار هفت كجا باشد ايوان گوهر فروش * پديدار كن راه و بر ما مپوش به دو سر شبان گفت ز ايدر برو * دهى تازه پيش اندر آيدت نو به شهر آيد آواز زان جايگاه * به نزديكى كاخ بهرامشاه چو گردون بپوشد حرير سياه * بجشن آيد آن مرد با دستگاه گر ايدونك باشدت لختى درنگ * به گوش آيدت نوش و آواز چنگ چو بشنيد بهرام بالاى خواست * يكى جامهء خسرو آراى خواست جدا شد ز دستور و ز لشكرش * همانا پر از آرزو شد سرش چنين گفت با موبدان روز به * كه اكنون شود شاه ايران بده نشيند بدان خان گوهر فروش * همه سوى گفتار داريد گوش بخواهد همان دخترش از پدر * نهد بىگمان بر سرش تاج زر نيابد همى سيرى از خفت و خيز * شب تيره زو جفت گيرد گريز شبستان مر او را فزون از صدست * شهنشاه زين سان كه باشد بدست كنون نه صد و سى زن از مهتران * همه بر سران افسر از گوهران